سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 47

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

اكنون نسخه‌اى از اين كتاب پيدا نيست ، ليكن ابن اسفنديار يك نسخه از آن در سال 606 هجرى در رى در « دار الكتب مدرسهء شاهنشاه غازى رستم بن على بن شهريار » پيدا كرده و از عربى به پارسى ترجمه نموده و مطالب آن را اساس تأليف خود قرار داده است « 1 » . تاريخ زندگانى يزدادى مفصلا معلوم نيست و نگارنده ترجمهء حال او را در كتابى نخوانده‌ام . ابن اسفنديار او را با اوصاف « از جماهير مشاهير طبرستان و به استيعاب انواع علوم مستثنى ، و مصنف كتب بسيار » « 2 » ستوده ، و در ذيل تعداد « ائمهء كبار طبرستان » اسم او را برده و مينويسد : « مؤلفات او از غايت شهرت مستغنى از ذكر است » « 3 » ليكن مؤلف مشار اليه با همه شهرتى كه در عصر خود تا دور ابن - اسفنديار داشته امروز در عداد مجهولين است و تأليفات كثير او كه ابن اسفنديار از عايت شهرت محتاج بذكر آنها نبوده است . همگى مفقود مىباشد و نسخه‌اى از آنها پيدا نيست ، فقط كتابى به اسم « كمال البلاغه » ، كه دو سه نسخهء خطى آن در بعضى از كتابخانه‌هاى خصوصى طهران يافت مىشود ، منسوب به اوست . ولى نگارنده پس از مطالعهء آن كتاب و دقت كامل پيدا كرده‌ام كه آن ، تأليف معروف يزدادى موسوم به « قرائن شمس المعالى و كمال البلاغه » ، كه ابن اسفنديار نيز اسم آن را ذكر مىكند « 4 » نيست و بلكه نسخهء ( جنگ ) مانندى است و فقط يك مقدار از مطالب تأليف يزدادى را - كه عبارت مىباشد از مقدمهء آن كتاب و قسمتى از رسائل شمس المعالى قابوس در آنجا نقل كرده است « 5 » عصر و زمان يزدادى و تاريخ « عقد السحر » هم روشن‌تر از ترجمهء

--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 3 ( 2 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 3 ( 3 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 86 ( 4 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 95 ( 5 ) چون نگارنده اطلاع دارد كه فاضل دانشمند آقاى ميرزا عباسخان اقبال در صدد تهيهء مقاله‌ايست راجع به ( كمال البلاغه ) و نسخهء موجودهء آن عنقريب در صفحات نوبهار نشر خواهد شد لذا در اينجا در اين موضوع بيشتر از اين تفصيل داده نشد .